تغییر وبلاگ به سایت

ضمن عرض تشکر وسپاس از تمامی شما سرورانی که همیشه  لطف داشته و مارا مورد محبت خود قرار داده اید به اطلاع شما عزیزان می رسانیم که در راستای شروع به کار رسمی خانه ی موسیقی پاوه وبلاگ shmshal.blogfa.com  به سایت www.shemshal.com  تغییر یافت . خانه موسیقی پاوه از آقایان یاسر حاتمی و آرش سلیمی بدلیل زحماتی که در این راه متحمل شده وهمچنان یار ویاور ما هستندنهایت تشکر وقدر دانی را بعمل می آورد.  


 

نوشته شده توسط انجمن موسیقی پاوه در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390 ساعت 11:20 موضوع | لینک ثابت


تاسیس خانه موسیقی پاوه

  

تاسیس خانه موسیقی پاوه

 

با عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن سال نو و به امید سالی پربار برای همه عزیزان به اطلاع می رساند که تنی چند از فعالان موسیقی شهرمان سرانجام پس از حدود یک سال تلاش بی وقفه موفق به اخذ مجوز برای تاسیس خانه موسیقی از نهادهای مربوطه شدند که افتخار اولین خانه موسیقی در غرب ایران را برای دیار اورامان به ارمغان آوردند .

خانه موسیقی آوای هورام پاوه با شماره ثبت 13 و شناسه ملی 108980140648 از 15 فروردین 1390 به طور رسمی فعالیت های خود را آغاز خواهد نمود که نوید بخش روزهای خوبی برای آینده این دیار خواهد بود .

خانه موسیقی آوای هورام پاوه که شامل آموزشگاه موسیقی ،استودیوی ضبط و کتابخانه می باشد، می تواند با همکاری و همدلی تمامی علاقمندانی که برای فرهنگ و هنر این خطه قلبشان می تپد انتظارات دوستداران به موسیقی را تا حدود زیادی برآورده سازد .

انشاءالله در آینده ای نزدیک از چگونگی فعالیتها و اهداف خانه موسیقی پاوه شما را بیشتر مطلع خواهیم نمود و همچنین قابل توجه عزیزانی که همیشه به این وبلاگ لطف داشته اند عرض می نماییم که آدرس این وبلاگ بزودی به www.shemshal.com تغییر خواهد یافت .


 

نوشته شده توسط انجمن موسیقی پاوه در شنبه ششم فروردین 1390 ساعت 13:17 موضوع | لینک ثابت


هنر شنیدن موسیقی

« تا نگردی آشنا، زین پرده رمزی نشنوی...»

(هنر «شنیدن» موسیقی)

موسیقی به هرصورتی که باشد،سه عامل در آن دخیل است:«سازنده»،«اجرا کننده» و «شنونده».در حقیقت موسیقی همانند مثلثی است که از سه ضلع «مصنف»،«اجرا کننده» و«شنونده» ساخته شده باشد.مطابق اصول ریاضی ،بدیهی است بدون در نظرگرفتن هریک از اضلاع ، مسئله ی تجسم و هویت این مثلث منتفی خواهد بود!

به عنوان مثال اگر شنونده ای نباشد که اثری را بشنود و از آن لذت ببرد ،در این صورت مسلم است که تلاش خالق یا اجرا کننده ی موسیقی،نتیجه ای دربرنخواهد داشت وهمانند پیمودن راهی عبث و واهی جلوه خواهد کرد.

هرچند شنیدن و لذت بردن از موسیقی ،امری ذاتی و غریزی است و نیازی به دانش موسیقی  یا فهم و درک آن ندارد ،اما نباید فقط به حساسیت غریزی ولذت بردن غریزی ازموسیقی اکتفا کرد؛بلکه «شنونده» نیز ملزم به کسب آگاهی و دانش نسبی از هنرموسیقی و رموز آن می باشد؛زیرا فقط دراین صورت است که شنونده می فهمد چرا فلان ریتم یا ملودی یا هارمونی ،فلان تاثیر و جاذبه را در او ایجاد کرده و در این صورت ،به لذتی به مراتب بیش تر و عمیق تر از «لذت محدود غریزی» دست خواهد یافت.در حقیقت برای لذت بردن مضاعف از زیبایی های هنر موسیقی،باید آن را فهمید و باید اعتراف کرد که «فهم» هنر،خود هنری است و برای نیل به آن «آگاهی» لازم است.

برای درک زیبایی های هنری،باید از «تربیت هنری» برخوردار بود.تربیت هنری در درک زیبایی های طبیعی نیز به ما کمک می کند.

ممکن است درابتدا اینگونه به نظر برسد که زیبایی موجود در موسیقی با زیبایی های جهان طبیعت به کلی متفاوت هستند و حساب آن ها از هم جداست؛اما واقعیت این است که کسی که احساس تربیت شده و حساس در مقابل زیبایی های هنری داشته باشد،در مقابل زیبایی های طبیعی نیز درک بالایی خواهد داشت.در واقع،چشم و گوش واحساس ما تحت نفوذ آثار هنری تربیت می شوند و از این طریق می توانیم به درک هزاران نکته ی زیبا در طبیعت خارج و نیز در روح خودمان پی ببریم.

به عنوان مثال،اشخاص عادی و فاقد تربیت هنری،هرگز زیبایی یک جنگل بکر یا عظمت یک غروب آفتاب یا لطافت و دل پذیری یک هوای بارانی یا یک صبح دل انگیز بهاری را درنمی یابند یا اگر هم زیبایی آن رادریابند،به گونه ای بسیار سطحی ومعمولی خواهد بود و تاثیر عمیقی دروجود ایشان نخواهد داشت؛درحالی که یک شخص آشنا با هنر و زیبایی های هنری که دارای ذوق و احساس تربیت شده است،در مقابل این زیبایی ها ساعت ها به نظاره می ایستد و به تحسین آن ها و خالق آن ها می پردازد.

اما درهنر موسیقی،تربیت هنری یا همان برخورداربودن از فرهنگ و ذوق و درک موسیقی چگونه حاصل می شود؟!

برای نیل به این هدف،لازم است که هرچه بیش تر و دقیق ترو با تامل و دقت بسیار به آثارموسیقی گوش دهیم و سعی کنیم معنای تک تک جملات موسیقی و ملودی ها و ریتم ها را دروجودخودمان پیگیری کنیم.

مثلا در موسیقی ایرانی بادقت در تک تک جملات و ظرافت های نوازندگی وهارمونی یاهماهنگی درگروه نوازی و چگونگی خوانش شعر و استفاده از ادوات تحریرتوسط خواننده و دقت وتامل بسیار در معنای شعروپیام آن و چگونگی تلفیق این شعر با موسیقی و... می توان هرچه بیش تر باموسیقی ارتباط برقرار کرده و از آن لذت عمیق ترو مضاعفی ببریم ودراین صورت است که موسیقی تاثیری دروجود ما میگذارد که باعث پیشرفت و تعالی در روح وروان ما میگردد.

باید ابتدا از آهنگ های ساده شروع کنیم تا به تدریج به آهنگ های پیشرفته تر و با غنا و ظرافت های هنری بیش تر برسیم!همین طور لازم و ضروری است که با استفاده از سخنرانی های اساتید فن،استفاده ازرسانه های دیداری و شنیداری و مطالعه،معلومات خویش را درباره ی موسیقی افزایش دهیم.

درواقع برای درست شنیدن موسیقی و لذت بردن از آن به گونه ای که تاثیر عمیق و ماندگاری در روح و روان ما برجای گذارد،سعی و دقت وکوشش لازم است و باید «آگاهی» و«محرمیت» داشت؛به قول حافظ:

"تانگردی آشنا ،زین پرده رمزی نشنوی / گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش"

و به همین جهت است که عده ی زیادی از موسیقی شناسان معتقدند که هنر «شنیدن موسیقی» ،دست کمی از هنر «ساختن» و «اجرا کردن» موسیقی ندارد!و این جاست که به اهمیت ضلع سوم این مثلث فرضی،یعنی «شنونده ی موسیقی» پی میبریم!

در واقع مطابق گفته ی حکیمانه ی «امرسون»نویسنده نامدار قرن نوزدهم که "خواننده ی خوب،کتاب خوب رابه وجود می آورد"،شنونده ی موسیقی نیز در یک موسیقی خوب،نقش به سزا و انکارناپذیری دارد!

برخی افراد توانایی دریافت موسیقی یا به اصطلاح «گوش موسیقی» ندارند یا به صورت ضعیف دارند.در واقع افرادی هستندکه مطلقا هیچ احساسی نسبت به موسیقی ندارند یا احساس ناچیز و ضعیفی به آن دارند!

برای کسی که گوش موسیقی ندارد،زیباترین و مسحورکننده ترین نواهای موسیقی نیز بی معنا و نامفهوم است وهیچ موضوعی رادر ذهن آن ها تداعی نمی کند.مثلا شخصی که از تربیت هنری برخوردار نباشد وگوش موسیقی نداشته باشد،هرگز توانایی درک وهضم یک شاهکار موسیقایی همچون سمفونی نهم بتهوون و موومانت های چهارگانه ی آن که از ابتدا تاانتها،داستان پیدایش انسان و جدال وی باطبیعت برای رام کردن آن و شکست ها و پیروزی های انسان در شرایط گوناگون جدال باطبیعت و حالات درونی و روانی انسان و شادی هاوغم های انسان ودرنهایت جدال بامرگ و نیستی است را نخواهد داشت و ازآن چیزی جزمقداری ملودی درهم ریخته و گنگ و نامفهوم درک نمی کند!

امابه اعتقادما،موضوع «نداشتن گوش موسیقی»و«دریافت ضعیف یاعدم دریافت موسیقی» امری موروثی وذاتی نیست و توانایی درک عمیق وصحیح موسیقی به صورت بالقوه دروجود همه ی ما انسان ها است که بایدوباید باتلاش و کوشش و مطالعه و دقت و تامل فراوان درهنگام شنیدن موسیقی،به اصطلاح گوشمان راتربیت کنیم تابتوانیم به رموز والای این هنر مقدس وظرافت ها و پیچیدگی های هنری«موسیقی» به طور اخص ودیگر اقسام هنرهای زیبا به طور اعم پی ببریم.

دراین ارتباط،وظیفه ی علاقه مندان و مخصوصاقشر روشنگر و روشنفکر«جوان» به عنوان قشرمتفکرو خلاق  جامعه در قبال مقوله ی هنروبالاخص هنر والای موسیقی ناگفته پیداست!

این گوی و این میدان...!


 

نوشته شده توسط انجمن موسیقی پاوه در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 ساعت 15:6 موضوع | لینک ثابت


موسیقی کردی

موسیقی کردی به موسیقی و ترانه‌های مردم کردزبان گفته می‌شود.

یک پژوهشگر موسیقی کردی براین باور است که انگیزش پیدایش موسیقی کردی در راستای حفظ زبان ادبیات، فرهنگ، سرگذشتها و در مجموع تمدن و پیشینه کردها بوده‌است. موسیقی هاموید (فولکلور) کردی از سه بخش افسانه‌ها، حکایت‌ها و داستان‌ها تشکیل شده‌است.

افسانه‌ها

پیدایش موسیقی کردی مثل اکثر قومها و ملت‌های دیگر از افسانه‌های کردی شروع شد که در این قسمت، افسانه‌ها در قالب ترانه‌های کردی گفته می‌شوند. این ترانه‌ها در فرهنگ کردی به ترانه‌های دیوانی تقسیم می‌شوند و بیشتر محتوای آنها همان افسانه‌های کردی است، که شکل حماسی دارند.

اولین طلیعه‌های هنر کردی از بار ادبی و هنر موسیقی حماسه‌های کردی بودند. مشهورترین کسی که به این نوع موسیقی پرداخته «کاویس آغا» بود که ترانه‌های وی همان حماسه‌هایی هستند که از گذشتگان بر جای مانده‌است. افسانه‌های زیادی در زبان کردی موجود است که اگر فیلم سازان حرفه‌ای به آن ها توجه نمایند، می‌توانند سوژه‌های بسیار جالبی را از آن ها بسازند مانند: زارا عشق چوپان

حکایت‌ها و داستان‌ها

نوع دیگری از موسیقی فولکلور کردی مربوط به حکایتها و داستان‌هایی می‌شود که ترانه‌های داستانی نیز به دو بخش قهرمانی و دلدادگی قابل تقسیم هستند. در ترانه‌های قهرمانی به دلاوریها و مبارزه طلبی‌های یک قهرمان پرداخته می‌شود. در ترانه‌های دلدادگی جنبه‌های رمانتیک و عاشقانه بین دو شخص بیان می‌شود که از این میان، ترانه «زنبیل‌فروش» که جنبه عرفانی دارد و ترانه‌های «آس و حسن» و «خج و سیامند» که سرگذشت دو دلداده را بیان می‌کند، از معروفترین آثار در این بخش هستند.

در بخش دیگر موسیقی کردی، کردهای «سورانی» برای خود نوع ویژه‌ای از موسیقی دارند که به آنها «گورانی» می‌گویند که این نوع ترانه‌ها در میان کردهای اطرف شهرستان ارومیه و کردهای ترکیه (شمال) «لاوژه» گفته می‌شود و این نوع گورانی‌ها ریتمی به نام «قه‌تار» دارند که پژوهشگران براین باورند ریشه این واژه از واژه زرتشتی «گاتا» گرفته‌شده که در اوایل، مربوط به یک سری نیایش‌ها و مراسم مذهبی بوده‌است.

دومین نوع این موسیقی «هوره» نام دارد که مختص زبان کردی کلهری بوده و در جنوب کردستان و منطقه کرمانشاه خوانده می‌شود در ابتدا ترانه‌های ویژه‌ای در حمد و نیایش «اهورامزدا» بود و این واژه نیز ریشه زرتشتی دارد که برای نیایش‌های مذهبی آن زمان کردها که زرتشتی بودند، سروده شده‌اند.

در مراسم یادبود اشخاص بسیار مهم، کردها از یک نوع موسیقی که به مرثیه‌سرایی و مرثیه‌خوانی شباهت دارد به صورت ترانه و با تعریف ویژگیهای آن شخص برای او عزاداری می‌کنند.

در آیین‌های زادروز پیامبر، کردها یک نوع ویژه از موسیقی را اجرا می‌کنند که به آن «مولودی» می‌گویند. البته مولودی‌خوانی در بیشتر جوامع مسلمان رواج دارد. اولین مولودنامه در وصف و ستایش محمد را «ملاباتدیی» صوفی و عارف مشهور نوشت که بعدا مرسوم شد که در زمان عید مولود از سروده‌های وی در مولودی خوانی استفاده کنند. اصیل‌ترین سازهای استفاده شده در موسیقی کردی «سرنا» و «دهل» هستند و بعدا سازهایی که وارد این نوع موسیقی شده‌اند مانند «دف» و «تنبور» دارای اهمیت ویژه‌ای شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به «میژوی ئه ده بی کوردی» علاالدین سجادی و پژوهشی در فولکلور کردی مراجعه کنید.موسیقی کردی تا حدودی نمادی از شادیهاو غم و اندوه بعد ازپایان هر جنگ است.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط انجمن موسیقی پاوه در یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 ساعت 13:16 موضوع | لینک ثابت


موسیقی سنتی ایرانی

موسیقی ایران، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» اشاره کرد.
 
 
ردیف
موسیقی امروز ایران از دورهٔ آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازندهٔ تار دورهٔ ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است که توسط آقا غلامحسین (برادر آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نام‌های میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی ملی ایران امروزه در دست است، بداهه‌نوازی این دو استاد می‌باشد که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.

ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثال‌های ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هم‌معنی است. گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زند و اوایل سلسلهٔ قاجار آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیفی شد و جای مقام‌های چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.

از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی - میرزا عبدالله - آقاحسینقلی و... اشاره کرد. ردیف‌هایی که اکنون موجود می‌باشند: ردیف میرزا عبدالله - ردیف آقاحسینقلی - ردیف ابوالحسن صبا - ردیف موسی معروفی - ردیف دوامی - ردیف طاهرزاده - ردیف محمود کریمی - ردیف سعید هرمزی - ردیف مرتضی نی‌داوود - و... می‌باشند. و هم‌اکنون ردیف میرزا عبدالله - صبا و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط انجمن موسیقی پاوه در سه شنبه پنجم بهمن 1389 ساعت 13:24 موضوع | لینک ثابت


دستگاه های موسیقی



 



دستگاه های موسیقی ایرانی


 


در تاریخ موسیقی ایرانی دو نظام مختلف به چشم می خورد. یکی نظام ادواری است که در آن همه آهنگ ها و به طور کلی موسیقی ایرانی را شامل مجموعه هایی به نام ادوار می دانستند و برای آنها قواعد و ساختار ویژه ای قائل بودند و دیگری نظام دستگاهی است که بعد از نظام ادواری بنیان گرفته و در هفت گروه به نام دستگاه قرار دارد. ابتکار:در تاریخ موسیقی ایرانی دو نظام مختلف به چشم می خورد. یکی نظام ادواری است که در آن همه آهنگ ها و به طور کلی موسیقی ایرانی را شامل مجموعه هایی به نام ادوار می دانستند و برای آنها قواعد و ساختار ویژه ای قائل بودند و دیگری نظام دستگاهی است که بعد از نظام ادواری بنیان گرفته و در هفت گروه به نام دستگاه قرار دارد. نظام ادواری ظاهرا تا سده 13 هجری (19 میلادی) استمرار یافته و سپس جای خود را به نظام دستگاهی داده است. نظام ادواری نظامی بود علمی و منطقی که زیرساز هنری استواری داشت و معلوم نیست چه دلیل و انگیزه ای موجب تغییر آن شده است. بهترین و کامل ترین اثری که می تواند نظام ادواری را توجیه و تفسیر کند، کتاب الادوار صفی الدین ارموی است. دستگاه ایرانی هم ردیف راگای هندی یا مقام در موسیقی ترکی - عربی است و در غرب به مد ترجمه می شود; اما هیچ یک از آنها مفهوم درست یک دستگاه را نمی رساند. شرایط زندگی در دوران معاصر، اجراهای کوتاه تر و مختصرتر را اقتضا می کند و اجراهای دراز مدتی که درگذشته از خواننده و نوازنده، انتظار می رفت وجود ندارد. لذا دستگاه های مطول قرن نوزده به تدریج مختصرتر عرضه می شوند. نخستین کتابی که درآن نظام دستگاهی به تصریح دیده می شود، بحورالالحان فرصت شیرازی تالیف محمدنصیر حسینی ملقب به فرصته الدوله است که درسال 1339 ه.ق درگذشت. تغییر نظام ادواری به نظام دستگاهی در موسیقی ایرانی باید در فاصله سال های 1278 تا 1322 یا به عبارت دیگر در اواخر سده سیزدهم تا حدود نیمه سده چهاردهم هجری صورت گرفته باشد. این دوره مطابق با دوران قاجاریه، ناصرالدین شاه تا محمدعلی شاه است. تکوین یا بنیانگذاری ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی را به خاندان علی اکبر فراهانی معروف به خاندان هنر نسبت داده اند. از آخرین افراد این خاندان برادران شهنازی هستند که هر دو از نوازندگان طراز اول تار بشمار می رفته اند. موسیقی سنتی ایران از تعدادی ملودی به نام «گوشه» تشکیل شده که هر یک بازگو کننده حالات خاصی است. گوشه ها بر مبنای همگونی و اشتراک حالات متوالی نت هایشان به مجموعه هایی دسته بندی می شوند که به آنها دستگاه می گویند. دستگاه به آوازی می گویند که طرز بستن درجات گام و فواصل جز» آن به گام دیگری شبیه نباشد. هفت دستگاه موسیقی ایرانی عبارتنداز: شور، همایون، چهارگاه، سه گاه، ماهور، نوا و راست پنجگاه. درمورد ترتیب دستگاه ها نظرات متفاوتی وجود دارد. اما اگر بخواهیم دستگاه ها را از جهت اهمیت طبقه بندی کنیم، ترتیب زیر به نظر صحیح می رسد: شور، همایون، ماهور، چهارگاه، سه گاه، راست پنجگاه و نوا. در میان این دستگاه ها بعضی دارای گوشه های مفصل و زیادند و لذا این دستگاه ها به بخش های کوچک تری تقسیم می شوند که آنها را نغمه می گویند. گوشه ها معمولا از چند نت تجاوز نمی کنند و دارای تقسیمات جز» نیستند. اگر موسیقی ایران را یک کشور فرض کنیم، دستگاه را به استان، نغمه را شهر و گوشه را به خانه می توان تعبیر کرد. در میان دستگاه های موسیقی ایرانی شور از همه بزرگتر است. مهمترین راه تشخیص دستگاه ها و آوازهای موسیقی ایرانی و لذت بردن از آنها، آموزش طولانی، علمی وحرفه ای این نوع موسیقی است. تمرینات مکرر و اجراهای گوناگون نیز به این امر کمک می کند. در این صورت با شنیدن بخش کوتاهی از هر قطعه نوع دستگاه و یا گوشه آن مشخص خواهد بود. همچنین یادگرفتن ترانه ها و تصنیف های متوالی که در دستگاه و آوازهای مختلف نوشته شده، راه دیگر تشخیص موسیقی ایرانی است.


1- شور:


شور از جهاتی مهمترین دستگاه موسیقی ایرانی بشمار می آید. شور آوازی است که با ذوق مشرقی ها موافق و سهل و مورد پسند عمومی است; زیرا فواصل پرده های آن معمولا خیلی با هم فرق ندارند و اغلب نغمات طوایف و ایلات و عشایر در زمینه این دستگاه است. آواز شور از جذبه و لطف خاصی برخوردار است که بسیار شاعرانه و دلفریب است. آواز شور ریشه عمیقی در فرهنگ ایرانی دارد که بیانگر تصوف و عرفان ایرانی است. مقام شور شامل چهار آواز یا نغمه است که عبارتند از: ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی.
- آواز یا نغمه ابوعطا: ابوعطا آوازی است که بین عامه مردم رواج فراوان دارد و از لطافت و زیبایی خاصی برخوردار است. گونه ها و گوشه های آواز ابوعطا عبارتند از: رامکلی، درآمد، سیخی، حجاز، بسته نگار، یقولون، چهارپاره، گبری، غم انگیز، گیلکی.
-
آواز یا نغمه بیات ترک:
آواز بیات ترک مانند ابوعطا مورد توجه عامه است. این آواز حالت یکنواختی دارد. آواز بیات ترک علیرغم نامش صددرصد ایرانی است; بیات ترک را پیش از این بیات زند می خوانده اند.
آواز یا نغمه افشاری:
افشاری، آواز متاثر کننده و دردناک است که سخن از درد و اندوه درونی دارد.
آواز یا نغمه دشتی:
دشتی از زیباترین متعلقات مقام شور به حساب می آید که آن را آواز چوپانی نامیده اند. این آواز با آن که غم انگیز و دردناک است; درعین حال بسیار لطیف و ظریف است. احتمالا اصل این نوع آواز متعلق به چوپان ناحیه دشتستان واقع در استان فارس می باشد. امروزه این آواز وسعت بیشتری یافته و در شمال ایران با تغییر شکل مختصری به نغمه گیلکی تغییر یافته است. این آواز بین مردم گیلان رواج فراوانی دارد.


2- همایون:


دستگاه همایون شباهت بسیار به گام کوچک دارد. همایون یکی از بزرگترین دستگاه ها می باشد که محبوبیت خاصی بین مردم ایران دارد. همایون آوازی است باشکوه و مجلل، آرام و درعین حال بسیار زیبا و دلفریب. برطبق قول مرحوم روح الله خالقی: «همایون ناصحی است مشفق و مهربان که با کمال شرم و آزرم با مستمعین خود مکالمه و درددل می کند و با بیانی شیوا چنان نصیحت می کند و پند می دهد که هیچ سخنران را این مهارت و استادی نیست.» موسقیدانان ایرانی عموما بیات اصفهان را اشتقاقی از دستگاه همایون می دانند. همچنین بعضی موسیقیدانان بیات اصفهان را هم پایه با گام هارمونیک مینور در موسیقی غربی می شناسند.
- بیات اصفهان: آواز بیات اصفهان از آوازهای قدیم ایرانی است. آوازی جذاب و گیرا است که ریتمی بین شادی و غم دارد.


3 - ماهور:


ماهور طبیعی ترین گام و اساس موسیقی فرنگی است. ماهور آوازی است با وقار و ابهت و شوکت خاصی به شنونده القا می کند و آهنگ ساز برای بیان شجاعت ها و دلیری از این آواز استفاده می کند. ماهور چون قرین موسیقی فرنگی است، بین جوانان جایگاه خاصی دارد. اما در مجموع آواز ماهور طرب انگیز و شاد می باشد.


4- چهارگاه:


سه گاه و چهارگاه با یکدیگر پیوستگی خاصی دارند. این گونه رابطه بین هیچ دو دستگاه دیگر وجود ندارد. تمامی گوشه های سه گاه را می توان در چهارگاه با تغییر مقام اجرا نمود. البته چهارگاه چند گوشه مخصوص به خود دارد که در سه گاه اجرا نمی شود. از طرفی مقام های این دو دستگاه بقدری با یکدیگر متفاوتند که می توان گفت هیچ دو مقامی در موسیقی ایرانی این گونه باهم فرق ندارند. چهارگاه از نظر علمی مهمترین مقام موسیقی ایرانی است. این آواز نماینده جامع و کاملی از تمام حالات و صفات موسیقی ایرانی است. بطوری که تمام صفات عالی و ممتاز گام های ایرانی را می توان در چهارگاه به طور یکجا پیدا کرد.


5- سه گاه:


سه گاه از نغمه های قدیم ایران بوده و نام آن در کتاب های تاریخ موسیقی ایرانی نیز آمده است. آواز سه گاه ریشه کاملا ایرانی دارد. البته سه گاه درمیان ترک ها استعمال زیادی دارد و آنها درخواندن این آواز مهارت زیادی دارند. اما فارسی زبان ها آن را طور دیگری می خوانند. در هردو، آواز باحزن و اندوه و با تاثیر و تالم بسیار همراه است.


6- راست پنجگاه:


این دستگاه در بین دستگاه ها از همه کمتر اجرا می شود. بعضی موسیقیدان ها معتقدند که این دستگاه به قصد تعلیم بنا شده است. راست پنج گاه ترکیبی است از سایر مقام ها و در این آواز می توان به تمام مقام های ایرانی وارد شد. از این رو می توان تمام احساساتی که در دستگاه های موسیقی ایرانی است را با راست پنج گاه ایجاد نمود. راست پنج گاه آواز کاملی است; زیرا دارای تمام حالات و صفات آوازهای دیگر نیز هست.


7- نوا:


نوا از دیگر دستگاه های هفت گانه موسیقی ایرانی است که آوازی است درحد اعتدال و آهنگی ملایم و متوسط دارد، نه زیاد شاد و نه زیاد حزن انگیز. نوا را آواز خوب گفته اند و معمولا درآخر مجلس می نواختند. معمولا اشعار عارفانه مثل اشعار حافظ را برای نوا انتخاب می کنند زیرا تاثیر بسیار زیادی در شنونده ایجاد می کند.


 



 


منبع: روزنامه ابتکار


 

نوشته شده توسط انجمن موسیقی پاوه در شنبه هجدهم دی 1389 ساعت 22:32 موضوع | لینک ثابت


موسیقی درمانی2

 

مقاله ای از آقای شورش مارفی

 

 خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد  
 .ادیان و نژادها بی شمارند اما زبان و روح یکی است، زبان عشق. موسیقی نوعی زبان عشق است

انسان و موسیقی
کاربرد موسیقی برای درک زیبایی و سلامت زندگی اجتناب ناپذیر است. 
از بدو خلقت انسان، نیازهای متنوعی(اعم از جسمی و روانی) با او همراه بوده که برای برآورده ساختن این نیازها سازگاری با محیطش به ابزارهایی نیاز داشته است

هنر به عنوان یکی از وسایل اولیه ی سازگاری بشر در خدمت نیازهای کمال جویی و زیبا طلبی و از دیگر، آرامبخش ناراحتی ها و سختی های زندگی او بوده است. موسیقی شکلی از هنر است که عاطفه، ادراک و     شناخت انسان را بدون نیاز به تکلم و زبان منتقل می کند
استفاده ی بشر از موسیقی، امری آسان و قابل دسترس بوده است، چون ریتم و ملودی، به عنوان دو رکن اساسی موسیقی، در سرشت انسان وجود داشته و از طرفی آواگریها و حرکات ریتمیک نیز نیازی به تکلم نداشته است. از این رو در بیشتر قبایل ابتدایی مراسم و آیین های مختلف موسیقیایی که وسیله ای برای ابراز همبستگی جمعی و از بین بردن ترس ها و غم ها و ایجاد آرامش و شادی و اراده در بین افراد قبیله بوده برگزار می شده است
.
موسیقی زبان آرزوها، انتظار ها و عواطف بشری است و هر قوم و ملتی بر حسب ویژگی های عاطفی و فرهنگی خود، موسیقی خاصی دارد. با درک موسیقی، عواطف زیبا، همدردی و تفاهم  بیشتر قلبی میسر خواهد شد
.
پژوهشگران توصیه می کنند که والدین روزانه یک ساعت برای فرزندان کوچک خود موسیقی پخش کنند. این عمل موجب بهتر شدن وضعیت تغذیه، خواب و افزایش وزن آنها می شود.

موسیقی و درمان
از ابتدای تاریخ، بشر از موسیقی برای شفای بیماران استفاده می کرده است. برای مثال؛ ریتم طبل ها در مراسم شفابخش جادوگران و درمان گران نقش مهمی داشته است.
ارسطو می گوید: از موسیقی می توان در بسیاری از شئون زندگی، تربیت، سرگرمی، درمان، خوشگذرانی و تعدیل احساسات و عواطف استفاده کرد. (منتهی تصریح  می کند که گرچه پر کردن اوقات فراغت، امری لازم است، لیکن باید با نوعی از موسیقی مفید و تعالی بخش پر شود)
فارابی موسیقی را با سه خاصیت مطرح می ساخت: احساس انگیز، نشاط انگیز، خیال انگیز و یا تحت شرایطی هر سه خصوصیت را دارا می باشد.
نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلول های عصبی احساس و انگیزه ای را تقویت، تضعیف و یا منتقل می سازند. اگرچه فواید درمان با موسیقی از دوران های قبل مطرح بوده است، اما تا قبل از اینکه در قرن اخیر به عنوان یک رشته تخصصی شناخته شود خوب معرفی نشده است
.
امروزه از تأثیر و فواید موسیقی در مراحل مختلف رشد و زندگی انسان (از دوره جنینی تا سالمندی) گیاهان و جانوران سخن به میان می آید، و از تغییرات آن بر روی سیستم های حسی حرکتی، هیجانی-عاطفی، ترشح غدد، هوشیاری و آگاهی و شناخت فرد بحث می شود
.
به گفته پژوهشگران مرکز پزشکی نیویورک، شنیدن موسیقی های کلاسیک و حتی موسیقی جاز موجب کاهش اضطراب و افزایش تحمل درد بیماران می شود. (تنسی ویلیامز)۹

مقدمه ای بر موسیقی درمانی

شاید تا کنون مطالبی در روزنامه ها، مجلات، محل کارتان یا در بین مردم درباره "موسیقی درمانی" خوانده یا شنیده باشید. موسیقی درمانی یک رشته جدیدی است و فقط به مدت پنجاه سال است که به عنوان یک تخصص کلاسیک و حرفه ای توسعه پیدا کرده است.
بر طبق تعریفی که " انجمن ملی موسیقی درمانی" (NAMT) ارائه داده است، موسیقی درمانی عبارتست از " کاربرد موسیقی تأمین، حفظ و بهبود سلامت جسمانی و روانی در واقع موسیقی درمانی کاربرد منظم موسیقی است، بطوریکه موسیقی درمانگر مستقیما" در یک محیط درمانی، تغییرات دلخواه را در عواطف و رفتار درمانجو ایجاد می کند
به طور خلاصه در موسیقی درمانی  با استفاده از موسیقی، که یک رسانه هنری خلاق است، به افرادی دارای مشکلات گوناگون، به منظور دستیابی به بهداشت روانی و جسمی آنان کمک می شود.
موسیقی درمانی در درمان افرادی که ناتوانی های مختلفی از جمله عقب ماندگی ذهنی، تأخیر یافتگی رشدی، معلولیت جسمی، بیماری روانی و... داشته اند، به طور موفقیت آمیزی جواب داده است
.
موسیقی درمانگر، اهداف و مقاصد را بر اساس نیازهای خاص درمانجو دنبال می کند. فنون مختلفی برای پیشبرد این اهداف استفاده می شود.برای مثال، آواز خواندن می تواند به افراد مبتلا به بیماری آلزایمر کمک کند تا حافظه دراز مدتشان را به کار اندازند، نواختن آلات موسیقی با همسالان یا درمانگر می تواند مهارت های میان فردی را افزایش دهد و کارکردهای اجتماعی را بهبود بخشد. از همه مهمتر اینکه افراد احساساتشان را در روشی مطمئن و لذت بخش بوسیله نواختن موسیقی، گوش کردن به موسیقی و رقصیدن به همراه موسیقی بیان می کنند
.
البته موسیقی درمانی فقط در خدمت افرادی که دارای انواع مختلف ناتوانی ها هستند به کار برده نمی شود، بلکه در شرایط مختلف پزشکی نیز سودمند است. از جمله کاهش فشار روانی یا درد، زایمان، توانبخشی بیماران سکته ای و مبتلایان به بیماری پایانه(بیماری هایی که علاج ناپذیرو مرگبار هستند، مثل ایدز). مساله عمده که در اینجا برای درمانگر مطرح است کاهش درد و تحمل آن در شیوه درمان است و یا کمک به بیمار برای دستیابی به کارکردهای بهینه
.
موسیقی درمانی رشد فزاینده ای در کشورهای مختلف جهان و در عرض سال های اخیر داشته است و کارهای درمانی متعددی توسط موسیقی درمانگران صورت پذیرفته است و این امر تأکید گردیده که اساسا" موسیقی در درمان اشخاص مبتلا به وضعیت های مختلف پزشکی کارآئی بسیاری دارد
.
این مقاله کوتاه به شما یک دید کلی درباره اینکه " موسیقی درمانی چیست؟" ارائه داده است. این مقاله فقط بخش کوچکی از این رشته حرفه ای عظیم را معرفی کرده است و به عنوان یک کلیت در این باره نمی تواند نتیجه گیری شود
.
موسیقی سنتی ما با اصالت و ریشه های عمیق فرهنگی قابلیت بسیاری برای گسترش و تدوین های تازه ای از جانب استادان موسیقی دارد

دکتر داریوش صفوت موسیقیدان برجسته معاصر نقل می کرد که مرحوم عبدالحسین شهبازی بیست دقیقه در کنار بستر بیماری که پزشکان از او قطع امید کرده بودند سه تار نواخته و پس از 20 دقیقه حال بیمار بهبود یافته و خطر رفع شده است.
اگر شما به این رشته علاقمندید، می توانید برای گرفتن اطلاعات بیشتر در این باره با سازمان های حرفه ای به رایزنی بپردازید، یا می توانید با هر بیمارستان یا مدارس آموزش ویژه که خدمات یا برنامه های موسیقی درمانی را تدارک می بینند مشورت کنید.


 

نوشته شده توسط انجمن موسیقی پاوه در شنبه یازدهم دی 1389 ساعت 15:39 موضوع | لینک ثابت


مصاحبه با استاد علی بیانی درمورد ردیف موسیقی ایرانی

 

استاد علی بیانی تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته هنرهای تجسمی به پایان رساند و همزمان به فراگیری موسیقی مشغول شد و از محضر استادان موسیقی بهره جست و ردیف میرزا عبد الاه را نزد استاد محمد رضا لطفی مشق کرد.وی چندین سال به تحقیق در موسیقی مقامی ایران پرداخت و مسولیت گروه تحقیق موسیقی خراسان را در مرکز پژوهشهای فرهنگی بعهده داشت.از فعالیتهای هنری دیگر او به اختصار می توان به عضویت در شورای عالی موسیقی وزارت ارشاد اسلامی عضویت در هییت موسیقی مقامی در ان مرکز نام برد و هم اکنون در دانشگاه تهران و برخی دیگر درگر از دانشگاههای کشور به تدریس اشتغال دارد.

س:استاد لطفآ درباره چگونگی پیدایش موسیقی ایران و ردیفهای موجود در موسیقی ایرانی توضیحی ارایه فرمایید؟

ج:موسیقی ایران طی صدها سال از طریق اتباط دانشمندان و بزرگان اقوام حداقل چند هزار سابقه فرهنگی و هنری داشتند ایجاد شد.بهتر است از اینجا شروع کنیم که پس از اینکه مردم ایران دین اسلام را پذیرفتند .این تفکر واحد بین اقوام مختلفی که هر کدام چند هزار سال سابقه تمدن داشتند یک وحدت ایجاد کرد و باعث شد تجربه چندین هزار ساله هنرها و افکار و تمدنهای این اقوام در یک جا جمع بشود وتحت یک عنوان و یک شکل مستقل از ان نوعد خاص مورد توجه قرار بگیرد.برای اینکه موضوع روشنتر بشود مثالی می زنیم.در زمینه موسیقی اقوامی بودند که در مناطق مختلف زندگی می کردند با سابقه موسیقی چندین هزار ساله اثار به دست امده در شوش که سابقه موسیقی اش برای ما محرز شده چیزی در حدود هفت هزار سال قدمت موسیقی را در ان منطقه نشان میدهد.اما منطقه ماوراالنهر و خراسان بزرگ و بقیه مناطق ایران تمام اینها که ظاهرآافکار متعدد داشتند و فرهنگهای متعدد در زیر نظر افکار اسلامی با همدیگر متحد شدند و ارتباط فرهنگی و اندیشه ای بین همه این اوام ایجاد شد.وطی چند صد سال پس از ظهور اسلام این اندیشه ها ثبات یافت و به مرور هنری را بوجود اورد که این هنر بسیار متعالی است.چرا؟زیرا ان وجه از هنرهای ما قبل اسلام که در این فرهنگها موجود بود و جنبه توحیدی نداشت حذف شد و به مرور به سمت صحیح و متعالی هدایت شد و هنرهای اصیل لیرانی را بوجود اورد.از جمله اگر به موسیقیمان و گوشه های مختلفش و اسامی مقامها توجه کنیم این حقیقت را در می یابیم.که بخشی از اسامی گوشه های موسیقی ما هنوز هم اسامی اقوام مختلف را در خود دارد .ما ما گوشه هایی به اسامی کرد.ترک.بختیاری حتی مناطقی مثل هند .کشمیر ماوراالنهر .عراق .حجاز .نیریز.اذربایجان .گیلان.....وطوایف و اقوامی همچون قاجار (قجر)داریم.که این قوم اخیر خیلی وقت پیش از یانکه حکومت را در دست بگیرد وجود داشتند .همچنین افشار که ایلی بوده وفیلی هم نام ایلی است واین مطلب نشانگر ان است که این قوم از قدیم دور هم گرد امدند تا اینکه دانشمندان انها به عنوان نماینده هر قوم یکدیگر را شناختند.در یک چنین شرایطی از تجربه چند هزار ساله چندین قوم بهره گرفته تا اینها در یک جا جمع شده اند.به خاطر همین است که در بین فرهنگهای مختلف جهان یکی از غنی ترین و متعالی ترین نوع فرهنگها و هنرها فرهنگ و هنر اسلامی است ارتباط اقوام مختلف با یکدیگر تفکر اسلامی ایجاد شده و ادامه پیدا کرد و در طول تاریخ قطعاتی ساخته شد که به صورت عملی وشفاهی خوشبختانه اثاری از این نوع نمونه ها برای ما بدست امده.از جمله همین ردیف موسیقی است که در دوره های متاخر در اختیار ما قرار گرفته و توانسته از حوادث بسیار متعدد تاریخی عبور مند.گرچه مقدار زیادی از گوشه ها و مقامهای ما بواسطه  نا بسامانی های اجتماعی  و مشکلاتی که مردم متحمل شدند از دست رفته و فراموش شده ولی در اوایل دوره قاجار این موسیقی توسط استادان بزرگ نحو دستگاهی تدوین شد و میدانیم که قبل از این موسیقی ما به صورت مقامی بود.و دوازده مقام ما تبدیل شدند به هفت دستگاه البته در ابتدتی امر به صورت دوازده دستگاه بود که توسط بابا مخمور انجام شد در کتاب خطی که چاپ نشده تحت عنوان کلیات یوسفی که اوایل دوره قاجار نوشته شده پس از ان یک دوره مبهمی تا اینکه علی اکبر فراهانی انها را جمع اوری می کند و به اقا غلامحسین انتقال می دهد و اقا غلامحسین نیز به میرزا عبد الله و اقا حسینقلی منتقل می کند. و اینها به این نحو از طریق شاگردان انها از جمله مرحوم اسماعیل قهرمانی و بقیه اساتید مثل علی اکبر شهنازی .فخام الدوله .درئیشخان و دیگران که شاگردی ان استاذان را داشتند به نسل بعد منتقل شد .وبهخصوص مرحوم برومند که در ردیف میرزا عبدالله نیز تسلط داشت.استادان این ردیفها را بنا به نوع و ماهیتی که دارند و متناسب با استنباط خود از موسیقی نقل می ردند. جای تعجب است که نمونه ردیفهای جمع اوری شده از ان همه حوادث تاریخی مصون مانده و از بن نرفتند و مقداری از ان به دست ما رسیده است هرچند که در این حوادث چندین مقام را از دست داده ایم مثل مقام زنگوله .بزرگ. کوچک و.....ولی خوشبختانه تعدادی از این مقامها تحت عنوان دستگاه به دست ما رسیده که خود یک غنیمت تاریخی است و هر کدام از این دستگاهها قطعاتی دارند که تحت عنوان گوشه به صورت خاصی در کنار هم قرار گرفته اند.به قول حافظ: از این سموم که در طرف بوستان بگذ شت       عجب که بوی گلی است و رنگ نسترنی امروز خوشبختانه توجه زیادی از طرف نسل امروز به خصوص جوانان به این نوع از موسیقی می شود.ردیف ها از دوره قاجا به بعد به چند روایت به دست ما رسیده و بنده خودم شاید قریب به ده روایت از این روایتها را شنیده ام.یکی روایتی است که اقا حسینقلی دارد و ان ان هم به شاخه هایی تقسیم می شود.دیگر روایت مرحوم علی اکبر شهنازی است پسر اقا حسینقلی .همچنین روایت فخام الدوله است.شاگرد بسیار خوب و معروف اقا حسینقلی وروایت دیگر روایت درویشخان است کا البته درویشخان انطور که مرحوم هرمزی نقل می کند ردیفها را ساده می کرد ویه طور مختصر به شاگردهایش درس می دادند از طرفی ردیفی است که میرزا عبدالله نقل می کند که بیشتر از طرف مرحوم اسماعیل قهرمانی انتقال پیدا کرده و به مرحوم استاد برومند و اشخاصی که نزد مرحوم برومند شاگردی کردند این ردیف را یاد گرفتند و به دست ما رساندند.ردیفهای دیگری موجود است از جمله ردیفی که مرحوم موسوی معروفی جمع اوری کرد. ایشان کار خیلی خطیری انجام داده اند و همه اینها را جمع اوری نمودند و از ردیفهای موجود دیگر نیز می توان به ردیف صبا.نی داوود و غیره اشاره کرد.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط انجمن موسیقی پاوه در یکشنبه بیست و یکم آذر 1389 ساعت 16:59 موضوع | لینک ثابت


دف

 دف:

دف یکی از آلات موسیقی است که دارای چنبر چوبی و پوستی نازک است وبا سر انگشتان نواخته میشود.این ساز با نامها و شخصیتهای مختلف بین اقوام ملل گوناگون کاربرد داشته و دارد که از جمله آنها میتوان به دایره , باتره دپ تبراک تبوراگ گمبر صنغاطه عرکل کنار و مزمار اشاره کرد.اما در مورد اینکه این نامها از کجا آمده ودر اصل چه بوده به ذکر برخی از آنها میپردازیم:

به استناد مقاله ی آقای حسینعلی ملاج دف از کلمه ی عربی "تف" به معنای زدن و کوبیدن مشتق شده که این لفظ به زبان سومری دوب تلفظ شده وبعدها در زبان عربی تبدیل به دف گشته است.به نظر میرسد با توجه به سهولت ساخت این س از و دیگر سازهای ضربه ای که موجب این دسته سازها از متقدّمین آلات موسیقی باشند به راحتی بتوان ادعای قدمت چند هزار ساله دف را پذیرفته وبه روایات نقل شده چون نواخته شدن دف در شب زفاف سلیمان نبی و بلقیس ویا نواخته شدن آن بر گرد گوساله زرین سامری توسط مشرکان قوم بنی اسرائیل با دیدی فراتر از افسانه نگریست.

در نقوش برجسته ایلامی «کول فرعون» در جنوب غربی ایران (از آثار بجامانده دوران ایران باستان)در کنار نقش کاهنانی که قربانی خویش را تقدیم میدارند تصاویر نوازنده ی چنگ دیگری سازی شبیه دف را در دست دارد دیده میشود.

مغنی دف و چنگ را ساز ده                                  به یاران خویش نغمه آواز ده

(حافظ)

برروی سفالینه ها ودر نقوش حک شده بر بناهای باقیمانده از دوران پیش از میلاد مسیح نیز تصویر دف دیده میشود.دف در بین اعراب قدمت دیرینه داشته است اما این بدان معنا نیست که این ساز مختص به آنان بوده چه اینکه پارسیان نیز پیش از اسلام با این ساز آشنایی داشته اندو نواختن این ساز بین آنها مرسوم بوده است.پارسیان دوره ساسانی در مراسم جشن نوروز و تحویل سال نو دف مینواختند و در تصاویر شکارگاه در طاق بستان (واقع در کرمانشاه) در بین تصاویر سازهای کوبه ای تصویر دایره ای چهارگوش دیده میشود که شاید همان گمبر یا چمبر باشد (با توجه به معنی لغوی آن-حلقه- میتواند نوعی دایره بوده باشد.)

قبل و بعد از اسلام دف همواره در بین اعراب جایگاهی ویژه داشته است.در آثار بجامانده از سده های پس از اسلام (نوشتاری و غیر آن) میتوان حضور موثر دف را مشاهده کرد.استفاده از این ساز در زمان حیات پیامبر گرامی اسلام(ص) و سکوت حاکی از رضایت آن حضرت باعث شده این ساز در نزد مسلمانان دارای قداستی خاص بوده و بیش از هر ساز دیگری امکان حضور در محافل مذهبی را بیابد.

به نقل از روایات بومی کردستان آنگاه که پیامبر(ص) برای رفتن به یکی از غزوات مهیا میشدند زنی که سازنده ی دف بود بازگشت پیروزمندانه ی آن حضرت و شهادت همسرش را در خواب میبیند ویس از بیداری با خدای خویش عهد میبندد در صورت تحقق یافتن خوابش در حضور پیامبر به نواختن دف بپردازد.پس از بازگشت پیروز مندانه ی پیامبر (ص) این زن که نامگذاری دف را نیز به او نسبت میدهند در حضور آن حضرت به خواندن اشعار مذهبی و نواختن دف میپردازد. در برخی

روایات آمده است که "پیامبر(ص) در جشن عروسی حضرت فاطمه زهرا(س) و نیز در فتح مکه دستور به نواختن دف دادند. "

هنرمندان اسلامی همواره نسبت به دف توجه خاصی داشته اند وهم اکنون نیز دف از ارکان موسیقی  مذهبی و عرفانی شناخته میشود و حضور همیشگی نام دف در دیوان های شعرای به نام سده های مختلف گویای اهمیت این ساز در بین عرفا بوده و میباشد.

غزل خوانان دف اندر چنگ دارن                                  به عشاق جز این آهنگ دارند

(ناصر بخارایی)

 

هم اکنون این ساز در مناطق عرب نشین  از جمله باده نشینان صحرای عربستان جمهوری صحرا سوریه عراق رواج داشته ودر این کشورها به نامهای "دف" "رق"(نوع کوچک آن) و "بندیر" (نوع بزرگ آن) شناخته میشود. دف مورد استفاد در دمشق (به قطر 56 سانتی متر مشابه دف ایران میباشد. دف در ترکیه نیز با اندازه ای کوچکتر از دف ایران دیده میشود که بیشتر مشابه دایره بوده و در آهنگهای بزمی از آن استفاده میشود.

دف در هندوستان و پاکستان نیز کاربرد داشته و هنوز هم در مقابر بزرگ تصوف این کشورها نواخته میشود. این ساز در افغانستان سمرقند ازبکستان و الجزایر کاربرد دارد.

دفی با قاب چهارگوش(به طول 22 سنتی متر) که روی آن پوست کشیده شده در طایف ی بنی عامر در اگوردات اتیوپی رایج است که به همراه نقاره در صبح های جمعه برای اجرای رقص های موسیقی نواخته میشود.

دف در ایران با اشکال مشابه واندازه های متفاوت وجود داشته و علاوه بر دف با نامهای دایره و دایره زنگی شناخته میشود.البته دف از نظر شخصیت با دایره و دایره زنگی تفاوت عمده داشته وحضور موثر آن در مراسم عرفانی و صدای پرشور آن جایگاه ویژه ای بدان بخشیده ودر اندازه ی بزرگتری نسبت به دایره و دایره زنگی ساخته میشود.

این ساز در مناطق کرد نشین غرب کشور و نیز حوزه ی خلیج فارس رواج داشته و در هرمزگان آن را به نام « سما » میشناسند که در مراسم زار ومولودی خوانی بسیار استفاده دارد. در جزیره ی قشم نیز از این ساز برای همراهی عود استفاده میشود.

دف در بلوچستان نیز با نام سما شناخته شده و در مراسم یامالد از آن استفاده میشود. در خراسان به آن« دپ » (دف یا دیر) گویند و همراهی کننده ی قمشه و کمانچه است.

دف در گذشته به صورت دایره یا چهارضلعی بوده است و در حال حاضر نیز دف مربع شکل در مصر معمول میباشد.

دف در مناطق کردنشین جایگاهی رفیع داشته از حرمتی خاص برخوردار است و مردم این نواحی برای آن قداست خاصی قائل بوده و این ساز برای آنها جنبه ی حماسی رزمی عرفانی و حتی طبی دارد که جنبه ی عرفانی آن بر دیگر جنبه ها غالب بوده و در خانقاه ها استفاده ی وافری دارد وبدون تردید از اساسی ترین سازهای عرفانی محسوب میشود.

 

جنس و ساختمان دف:

1-کمه یا کمانه:

نوار چوبی(ویا قابی)است که در گذشته از چوب گردو ساخته میشده اما امروزه از چوب های بید نرم نارنج و انجیر ساخته میشود.پهنای این نوار چوبی5/5 تا 7 سانتیمتر و قطر دایره ی آن 41 تا 54 سانتی متر میباشد.بر روی کمه یک فرورفتگی وجود دارد که به آن شستی گویند و نوازنده برای مهار مطلوب ساز انگشت شست دست چپ خود را درن جای میدهد.

کمه را بنا بر سلیق حوصله یا مهارت یک لایه(یک کمه) یا دو لایه( دوکمه )میسازند.کمه های دف دو کمه ای با میخ به هم متصل میشوند و ضخامت مجموع دو کمه نباید بیشتر از1/5 تا 2 سانتی متر تجاوز کند.ساخت سازهای یک کمه مهارت و دقت بیشتری (برای انحناء و گرد کردن چوب)میطلبد.دز این گونه دف امکان و تاب خوردن کمتری وجود دارد و لذا نوازندگان از دف یک کمه استقبال بیشتری میکنند.

2-پوست:

پوست دف را معمولا از پوست دبّاغی شده بز یا گوسفند (وگاه آهو) درست میکنند.البته از پوست آهو صدای زیبا تر و شفاف تری ایجاد میشود اما به علت دشواری تهیه پوست آهو برای این منظور بیشتر از پوست بز استفاده میشود. این پوست روی یکی از سطوح جانبی کمه کشیده شده و آنرا با چریش یا گل میخ به کمه میچسبانند.هرچه پوست مورد استفاده کلفت تر باشد صدای دف بم تر و هرچه نازکتر باشد صدای آن زیرتر خواهد بود.

3-قلّاب:

قلاب های فلزی میخ های بلندی از جنس آهن یا مس هستند که در جداره ی کمه به فواصل یکسان کوبیده میشوند. البته امروزه از میخ های کوتاه معمولی استفاده میشود که به کیفیت واستقامت ساز لطمه زده و هنگام نوازندگی ممکن است حلقه ها از میخ جدا شوند.

4-حلقه ها:

 در ساخت حلقه از برنج و مس و دیگر فلزات استفاده میشود.اما برنج برای این منظور بهترین و سبک ترین فلز به حساب می آید.این حلقه ها توسط قلاب هایی به شکل میخ به جداره ی کمه نصب میشوند.قطر این حلقه ها حدود 1/5 سانتی متر میباشد. در هر قلاب بنا بر سلیقه ی نوازنده چهارحلقه یا بیشتر آویزان میشود که هنگام نوازندگی از آنها صداهای تریل مانندی ایجاد میشود.

5-گل میخ:

برای نگه داشتن پوست بروی کمه علاوه بر چریش از پونزهای ته گردی از جنس برنج مس یا آهن استفاده میکنند که معمولا به صورت منظم با فواصلی یکنواخت روی پوست و لبه ی بیرونی کوبیده میشوند. این پونزها را که در زیبایی دف نیز نقش بسزایی دارند گل میخ می نامند.


 

نوشته شده توسط انجمن موسیقی پاوه در سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389 ساعت 15:33 موضوع | لینک ثابت


زندگی نامه حسین علیزاده

 

حسین علیزاده
استاد حسین علیزاده در سال 1330 در تهران به دنیا آمد. در هنرستان موسیقی ملی نزد هوشنگ ظریف، علی اکبر شهنازی و حبیب الله صالحی به فراگیری تار پرداخت . پس از دریافت دیپلم از هنرستان در سال 1349 به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران راه یافت و نزد اساتیدی همچون اکبر شهنازى، نورعلى برومند، یوسف فروتن، عبدالله دوامى، هوشنگ ظریف و ... فراگیری موسیقی ایرانی را ادامه داد.

در دوران تحصیل با ارکستر ایرانی تالار رودکی همکاری داشت. و از فصل هنری 1352-51 با گروه های مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در جشن هنر شیراز به اجرای برنامه پرداخت. در سال 1355 به اتفاق پرویز مشکاتیان گروه عارف را تشکیل داد و برنامه های متعددی را در داخل و خارج از کشور به اجرا درآورد.

 

 

خلاقیت٬ صفت بارز این هنرمند بزرگوار است. ابداع مقام داد و بیداد (داد از ماهور و بیداد از همایون)و ساختن ساز سلانه از نوآوری ها و ابداعات جاودانه ی این هنرمند است.

ساز سلانه سازی زهی زخمه ای دارای صدایی بم و فضا ساز است و به گفته ی خود استاد با ابداع این ساز ایشون به دنبال صداهای گمشده در موسیقی اصیل بودند.

حسین علیزاده



فعالیت های هنری استاد:
سرپرستی گروه های همنوازی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ، سرپرستی گروه شیدا، گروه عارف و گروه سازهای ملی، شرکت در چهار دوره هنر شیراز، شرکت در اجرای باله گلستان اثر موریس بژار کنسرت ها: کنسرت نوا ( جشن هنر شیراز)، شورانگیز ( تالار وحدت)، کنسرت به نفع زلزله زدگان گیلان( تالار وحدت)، کنسرت به نفع شورای کتاب کودک ( تالار وحدت، فرهنگسرای بهمن)
خارج از کشور:
فستیوال لوس آنجلس، فستیوال هنرهای شرق بولونیا ( ایتالیا)، کنسرت در مراسم افتتاح شهر موسیقی ( پاریس)، کنسرت در موزه واشنگتن، کنسرت به دعوت موسسه جهانی موسیقی( نیویورک) کنسرت های گوناگون در رادیو فرانسه، بلژیک، سوئد، کنسرت در دانشگاه سیاتل (آمریکا) ، دانشگاه ییل (آمریکا)، آلبرت هال لندن، کنسرت با هنرمندان هندی در لوس آنجلس و سانفرانسیسکو.

فعالیتهای آمورشی :
تدریس در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، کانون فرهنگی- هنری چاووش، هنرستان موسیقی، و کلاسهای خصوصی، عضویت در هیات علمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، ریاست هنرستان موسیقی(پسران)
خارج از کشور:
تجزیه و تحلیل موسیقی ایران در مراکز آموزشی و هنری آلمان و فرانسه، شرکت در سمینار شرق شناسی دانشگاه یو. سی. ال. ای. (آمریکا)، دانشگاه سیاتل (آمریکا).

آثار آموزشی:
ده قطعه برای تار( کتاب، چهار جلد)، ردیف میرزا عبدالله ( اجرا با تار و سه تار)، دستور سه تار( کتاب)، آموزش سه تار ( اجرای کتاب اول و دوم هنرستان)، ردیف مقدماتی ( کتاب سوم هنرستان).
هم نوایی برای سازهای ایرانی:
نوا، سواران دشت امید، حصار، سرودهای آذربایجان، شورانگیز، راز و نیاز. صبحگاهی، نوبانگ کهن و آوای مهر.
تکنوازی(شیوه سنتی):
ماهور(تار) و سه گاه ( هجرانی) ‌‌‌‌"تار"
تکنوازی ( شیوه ابداعی):
ترکمن ( سه تار)، پایکوبی (سه تار)، هم نوایی ( تار)، نوا (تار)، همایون( سه تار)، راست پنجگاه(تار) و چهارگاه و بیات ترک.
ارکسترال:
نی نوا، عصیان، واریاسیون های کردی.
موسیقی فیلم:
چوپانان کویر ( حسین مجوب)، دلشدگان ( علی حاتمی) ، گبه ( محسن مخملباف)، زمانی برای مستی اسب ها و لاک پشت ها هم پرواز می کنند ( بهمن قبادی)، میراث کهن، زشت و زیبا( احمد رضا معتمدی)

  • به تماشای آب‌های سپید، ۱۳۸۳
  • ‌ فریاد
  • ‌ بی تو به سر نمی‌شود
  • زمستان است
  • سلانه،‌ ۱۳۸۱
  • ‌رازنو،‌ ۱۳۷۷
  • پریا، و قصهٔ دخترای ننه دریا
  • پایکوبی، تک نوازی ابداعی با سه‌تار، ۱۳۷۲
  • صبحگاهی
  • نو بانگ کهن
  • شورانگیز، ۱۳۶۷
  • ترکمن، تک نوازی ابداعی با سه‌تار، ۱۳۶۷
  • نوروز، ۱۳۶۲
  • نی‌نوا، ۱۳۶۲
  • سه‌گاه، تک نوازی با تار، ۱۳۶۲
  • ماهور، تک نوازی با تار، ۱۳۶۱
  • راز و نیاز
  • حصار
  • سرودهای آذربایجان
  • هم‌نوایی، تک نوازی ابداعی با تار
  • نوا، تک نوازی ابداعی با تار
  • راست پنجگاه، تک نوازی ابداعی با تار
  • همایون، تک نوازی ابداعی با سه تار
  • حصار، ۱۳۵۶
  • ‌ سواران دشت امید، ۱۳۵۶
  • عصیان، ارکسترال
  • واریاسون‌های کردی، ارکسترال
موسیقی فیلم
 

علیزاده در زمینه موسیقی فیلم نیز فعال بوده است،

از جمله مهم‌ترین کارهای او در این زمینه عبارت‌اند از:

 

لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند، ۱۳۸۲

‌   ابجد، ۱۳۸۱ 

  زمانی برای مستی اسب‌ها، ‌۱۳۷۸ 

  عشق طاهر، ‌۱۳۷۸ 

  دختران خورشید، ۱۳۷۸ 

  زشت و زیبا، ۱۳۷۷

  ایران سرای من است، ۱۳۷۷ 

  مدرسه‌ای که باد برد، ۱۳۷۶ 

  ابر و آفتاب، ۱۳۷۵ 

  گبه، ۱۳۷۴ 

  دلشدگان، ۱۳۷۰ 

  از اعصار
  میراث کهن
  چوپانان کویر، ۱۳۵۹

کتاب‌ها:

  • ده قطعه برای تار ۱
  • ده قطعه برای تار ۲
  • ده قطعه برای تار ۳
  • ‌ ده قطعه برای تار ۴
  • آموزش سه‌تار،‌ دوره مقدماتی
  • آموزش تار و سه‌تار، دوره‌ متوسطه
  • ‌ بوسه‌های باران
  • ردیف مقدماتی تار و سه‌تار

  •  

    نوشته شده توسط انجمن موسیقی پاوه در سه شنبه هجدهم آبان 1389 ساعت 19:28 موضوع | لینک ثابت